html>< سکوت

سکوت
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست کوروش بزرگ 
قالب وبلاگ


توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد …

یک آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم 

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش …
همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟


پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینه گوشت بده ننه !


قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فَقَط اشغال گوشت میشه ننه … بدم؟!!

پیرزن یکم فکر کرد و گفت: بده ننه

قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند ومیگذاشت برای پیرزن

جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟!

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟!!

جوون گفت: اره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!

پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره …

جوون گفت: نژادش چیه مادر؟!

پیرزنه گفت: بهش میگن توله سگ دوپا ننه …ایناره برای بچه هام میخوام ابگوشت بار بذارم ! 

جوونه رنگش عوض شد … چند تیکه بزرگ از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن … 


پیرزن بهش گفتتو مگه ایناره برای سگت نگرفته بودی؟!

جوون با شرمندگی گفت: چرا ! 

پیرزن گفت: ما غذای سگ نمیخوریم ننه … بعد فیله ها رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت ! 

قصابه هم شروع کرد به وراجی که: خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این چرندیات  ... 
و من همینجور مات مونده بودم ...
[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:36 ] [ رادین ]
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من راconnect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند
 
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

 
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند
 
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم
 
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
 
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
 

خدا را
 دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم :


خدا دوستت دارم ....


  
[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:28 ] [ رادین ]

پـسری باخانوادش دعواش شدو از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یکماه موند...

بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد

یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

میگه نه!!

میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . ...

عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش ؛ رفیقش داشت مشروب میخورد

به رفیقیش میگه : ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !

دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید

ولی خواهرمو نشناخت!!

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:22 ] [ رادین ]

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

تنبل ترین انسان ها !! ( تصویری طنز )

 

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 3:49 ] [ رادین ]

پسرم بزرگ شدی / لالایی هام یادت نره
چه قدر برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
چقدر نوازشت کنم / تا تو به باور برسی
این دو تا دستای منه / تو اون روزای بی کسی
وقتی مامان قصه هات / خم شده پیش روی تو
اگه چروک صورتم / می بره آبروی تو
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
اون که تو اوج خستگیش
/
خنده رو لباش بودی
شب که به خونه می رسید / سوار شونه هاش بودی
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
لالا لالا گلکم / لالایی کن دلبرکم
خواب پریشون نبینی / ای غنچه بانمکم
لالا لالا گلکم / لالایی کن پسرکم
چشماتو گریون نبینم / گریه نکن دردونکم
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بابا اگه دلش پره / از دست دنیا دلخوره
امون زندگیش تویی / وقتی که غصه میخوره

 

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:42 ] [ رادین ]

داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه . . .
اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا .
. .
با اینکه میدون
ستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه . . .

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . .
تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی . . .
اینجا نوشته چهار حرفی . . .
ولی 
تو که حرف نداری . . . !!!

 

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:39 ] [ رادین ]
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی . . .
که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ”
پدرت “را می پرستیدی . . .

 

 مادر را خدا آفرید تا از خودگذشتگی را معنا کند .

به سلامتی همشون . . .                                                                                                                                                                                                                                                         کاشکی راه رفتن رو یادم نمی گرفتم تا واسه همیشه مجبور میشدم دستانت را در دست بگیرم . . .

 

مامانم بی نظیره بابام هم بهترینه...خدایا همیشه صحیح و سالم باشند...آمین 


[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:58 ] [ رادین ]


احـتمالا تا حالا اســم شنقل رو شنیدید اگر نشــنیدید حتمــا دیگه اسکــول رو  شنیدید

اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه بعد یادش می ره کجا قایم کرده


حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره !!!

یعنی شنقل از اسکل ، اسکلتره

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:45 ] [ رادین ]
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم


بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !


 بعد از چند روز به دوستی


بعد از چند ماه به همکاری


بعد از چند سال به همسایه ای ...


اما ....


بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !


خدارا دوست بدارید....


حداقلش اینست کسی را دوست دارید که میدانید روزی به او میرسید.

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:37 ] [ رادین ]
   



دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم
 
کعبه به ديدار خدا ميرويم
 
او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

هرکه علي گفت که درويش نيست
 
صبح به صبح در پي مکر و فريب
 
شب همه شب گريه و امن يوجيب
[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:25 ] [ رادین ]
دلم به مستحبـــــــــــــــــی خوش است

که جوابش واجــــــــــــــــــب است....

♥♥
♥ السلام علیک یا اباعبدالله ♥♥♥

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:16 ] [ رادین ]


دلتنگ کسی شدی؟                   زنگ بزن!

میخوای کسی رو ببینی؟             دعوت کن!

میخوای بقیه درکت کنن؟              توضیح بده!

سوالی داری؟                            بپرس!

چیزی میخوای؟                          برو دنبالش!

از چیزی خوشت میاد؟                حفظش کن!

از چیزی خوشت نمیاد؟               ترکش کن!

کسی رو دوست داری؟               بهش بگو!

 

ما فقط یک بار زندگی میکنیم

سخت نگیر، ساده باش!

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:10 ] [ رادین ]

اتاق اجاره ای خدا

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت

وهی این و آن سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد

دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است

یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است.

یکی گفت چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.

عرفان نظرآهاری

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:6 ] [ رادین ]
آرزوهات رو یک جا یادداشت کن

و یکی یکی از خدا بخواه

خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که

چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود

تنهایی را بلندترین شاخه درخت بهتر میفهمد..

انگار هرچه بزرگتر میشویم تنهاتریم...

به راستی خدا از تنهایی بزرگ است یا از بزرگی تنهاست

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:4 ] [ رادین ]

پشت‏گرمی من
پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی... .


[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:53 ] [ رادین ]


حاظری حضرت مهدی به تو ظاهرگردد؟
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟
خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخوراوهست که نزدش ببری؟
حاظری گوشی همراه توراچک بکند؟
باچنین شرط که درحافظه دستی نبری؟
واقفی برعمل خویش تو بیش ازدگران؟
میتوان گفت تورا شیعه ی اثنی عشری؟؟
.
.یه لحظه فرض کن آقا بیاد
خب
حاظری لپ تابتو بدی آقا چک کنه؟!
حاظری historyمرورگرتو چک کنه؟
حاظری اس ام اس های گوشی تو بخونه؟
حاظری فیلمایی که تو گوشی ولپ تاپت داری آقا ببینه؟
اگه خجالت میکشی عکسای گوشیتو آقا ببینه پس لاف ظهور وانتظار نزن....




[ جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:29 ] [ رادین ]



پس از آفرینش آدم خدا گفت به او:نازنینم آدم..........
باتو رازی دارم!!!
آدم آرام و نجیب امد پیش...
...زیر چشمی به خدا می نگریست...
محو لبخند غم آلود خدا ..دلش انگار گریست...
نازنینم آدم (قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید)
یاد من باش .. که بس تنهایم !!!
بغض آدم ترکید ...گونه هایش لرزید...
به خدا گفت :
من به اندازه ی گل های بهشت.....نه...به اندازهی عرش ...نه...نه......
من به اندازه من به اندازه ی تنهاییت ای هستی من...دوستدارت هستم...
آدم کوله اش را برداشت 
خسته و سخت قدم بر میداشت...
راهی ظلمت پر شور زمین....زیر لبهای خدا باز شنید...
نازنینم آدم نه به اندازه ی تنهایی من ... نه به اندازه عرش .. نه به اندازه گلهای بهشت....
که به اندازه یک دانه گندم ..
تو فقط یادم باش..!!!

[ جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:23 ] [ رادین ]

[ جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:10 ] [ رادین ]

www.nazpatogh.com | جملات و متن های زیبا در موردامام زمان(عج)

.

 

این جمعه ها که ختم به مختار میشود

بدجور دل ، طالب دیدار می شود

ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم

شیعه عزیز است و جز او خوار می شود . . .

.

.

.

وقتی میگیم خدا کند که بیایی

شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید . . .

.


.

روی تو را ز چشمه نور آفریده اند / لعل تو از شراب طهور آفریده اند

خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست / آیینه تو را ز بلور آفریده اند

پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش / خورشید را برای ظهور آفریده اند . . .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:0 ] [ رادین ]

آدمها مثل کتابند برگرفته از مطالب جالب 
از روی بعضی ها
باید مشق نوشت

از روی بعضی ها
باید جریمه نوشت

بعضی ها را
باید چند بار خواند تا معنیشان را فهمید ...
و
بعضی ها را
باید نخوانده کنار گذاشت ...


[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:47 ] [ رادین ]
سکوتم را نکن باور
من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم
من آن خرمن
من آن انبار باروتم
که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر


[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:41 ] [ رادین ]

موضوع انشاء : خوشبختی !

___________ به نام خدا ___________

خوشبختــــــــی یعنــــی قلب پدرت بتــــپد ...!

___________ پایاטּ _______________


[ جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:16 ] [ رادین ]
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند،
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد،
اما عقرب انگشت اورا نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد،
اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.
رهگذری او را دید و پرسید:
برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟
مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.

[ جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:54 ] [ رادین ]
نگاره: ‏‎1 Like - 1 Repect‎‏

[ جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:27 ] [ رادین ]
اگر زمان نیوتن موبایل وجود داشت ! ( کاریکاتور )

[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:38 ] [ رادین ]

داستان کوتاه “کشیش و رماتیسم”

 

3 داستان کوتاه جالب و خواندنی

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید

پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم  حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است

مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد

بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟

مردک گفت من روماتیسم ندارم

اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است

نکته:

پیش از پاسخ دادن مطمئن شوید سئوال را به خوبی متوجه شده اید  و جواب آنرا می دانید !

 

[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:27 ] [ رادین ]

همیشه ما سعی می کنیم که سلامت خود را حفظ کنیم تا عمری طولانی داشته باشیم اما در کنار رعایت این کار ها باید بدانیم که چه چیزهایی هم باعث کوتاه شدن عمر می شوند. در ادامه به 5 واقعیت که موجب کوتاهی عمر می شود اشاره شده است :

1. شوخ طبع نبودن

به نقل از سایت «Prevention» این گفته که «خندیدن بهترین دارو است»، واقعیت دارد. نتیجه بررسی ها روی ۵۴هزار داوطلب که گروهی از محققان نروژی انجام داده اند نشان می دهد، افراد شوخ طبع نسبت به دیگران عمر طولانی تری دارند.

اگر در زندگی شاد و شوخ طبع نباشید، از فواید آن مانند کاهش استرس، بهبود سیستم ایمنی و افزایش جریان خون که می تواند طول عمر را افزایش دهد، محروم می مانید.

2. پرواز دائمی با هواپیما

اگر چه ثابت شده است مسافرت تفریحی استرس را از بین می برد اما روش مسافرت هم در افزایش یا کاهش طول عمر موثر است. محققان ثابت کرده اند که کارمندان صنعت پرواز نسبت به دیگران بیشتر در معرض خطر مرگ قرار دارند. آنان می گویند با رسیدن ارتفاع هواپیما به ۳۹ هزار فوت به دلیل تابش اشعه های کیهانی، افراد ۶۲ بار بیشتر در معرض اشعه قرار می گیرند. به مرور زمان این اشعه کیهانی می تواند به طور جدی روی سلامت تاثیر بگذارد.

5 حقیقت که موجب کوتاهی عمر می شود !


3. همکاران بداخلاق

نتایج بررسی ها نشان می دهد، همکاران می توانند تاثیر چشمگیری روی سلامت افراد بگذارند. همکاران حمایت کننده و صمیمی باعث کاهش میزان استرس، کلسترول و فشار خون می شوند. در حالی که عملکرد همکاران جنجالی و بدخلق، تاثیر عکس دارد. استرس ناشی از این امر احتمال خطر مرگ را افزایش می دهد. این تاثیر منفی در سنین ۳۸ تا ۴۳ سال آشکارتر است.

4. بازنشستگی

به طور معمول زمان بازنشستگی زمان پایان استرس هاست اما متاسفانه این زمان استراحت می تواند باعث کوتاهی طول عمر فرد شود. نتایج بررسی گروهی از محققان آمریکایی نشان می دهد، افرادی که در ۵۵ سالگی بازنشسته  می شوند نسبت به افرادی که در ۶۵ سالگی بازنشسته شده اند، طول عمر کوتاه تری دارند. در این دوران، بدن فعالیت روزانه کمتری دارد و به مرور زمان ناسالم تر می شود.

5. خواب زیاد

۸ ساعت خواب برای سلامت لازم است اما بیشتر از آن تاثیر منفی بر سلامت بدن دارد.نتایج بررسی ها نشان می دهد در افرادی که شبی بیش از ۹ ساعت می خوابند، احتمال افزایش بیماری قلبی و مرگ و میر وجود دارد. خواب زیاد علاوه بر ایجاد بیماری قلبی،چاقی مفرط، دیابت، سردرد و افسردگی را نیز به همراه دارد.

منبع : آخرین نیوز
[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 4:20 ] [ رادین ]
 

 

 

 

پسر دخترزیبایی رادیدشیفتش شد

 

،چندساعتی باهم توخیابون قدم میزدند واز احساسش نسبت دختره باهاش حرف میزد که یهو یه بنز گرون قیمتی جلوی پاشون ترمز زد

.دختره به پسره گفت خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای

.نشست توی ماشین بنز بعدش راننده بهش گفت:

خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفاپیاده شید... 

 

.به نظر شما عشق های امروزی هم همین طوره...

[ سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:3 ] [ رادین ]
  • مرد مقدس

شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه
می رود. دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم…!
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد…تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی… من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است….!

[ سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 1:43 ] [ رادین ]
[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:48 ] [ رادین ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام.از اینکه وبم رو انتخاب کردین ممنون.با دادن نظر و ایده منو دلگرم و راهنمایی کنید...ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ،

این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ...
امکانات وب
یکتاتک
دریافت همین آهنگ

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ