X
تبلیغات
html>< سکوت

سکوت
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست کوروش بزرگ 
قالب وبلاگ

پناهگاه امن خانه
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 1:35 ] [ رادین ]


خدای عزيز! شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
لاری


خدای عزيز! اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفش‌های جديدم رو بهت نشون ميدم.
ميگی


خدای عزيز! شرط می‌بندم خيلی برايت سخت است که همه آدم‌های روی زمين رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچين کاری کنم.
نان


خدای عزيز! در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام می‌دهد؟
جين


خدای عزيز! آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟
لوسی


خدای عزيز! آيا تو واقعاً می‌خواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟
نورمن


خدای عزيز! چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟
جان


خدای عزيز! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟ » اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم.
دارلا


خدای عزيز! بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک توله سگ بود !!!!
جويس


خدای عزيز! لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.
بروس


خدای عزيز! فکر می‌کنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.
روث


خدای عزيز! من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.
با عشق کريس


خدای عزيز! ما خوانده‌ايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دينی يکشنبه‌ها به ما گفتند تو اين کار رو کردی. بنابراين شرط می‌بندم او فکر تو را دزديده.
با احترام دونا


خدای عزيز! لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه می‌کنم.
دين


خدای عزيز! هيچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، ديدم. اون واقعاً معرکه بود
اجین.
[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 2:44 ] [ رادین ]

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 23:20 ] [ رادین ]

متن پرسش مطرح شده و پاسخ این این عالم وارسته بدین شرح است:

چند سال است که در کارهایم دچار مشکل می شوم که راهها به رویم بسته می شود، از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج، و هر چه از خدا طلب یاری می کنم، راه مساعدی گشوده نمیشود؟

ج: بسمه تعالی

زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آنها هم بگویید، برای اینکه امثال آنها پیش نیاید؛ و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته اید. والله العالم.
 خلاصه
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 22:56 ] [ رادین ]


خانواده اولین ومهمترین محیط اموزشی برای کودکان ماست.
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 22:33 ] [ رادین ]

ساعت خواب صحیح 
اما ما! نمیشه 
خیلی سخته کسی میتونه؟
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 22:30 ] [ رادین ]

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 2:3 ] [ رادین ]





اسمش علیـــــــــه ، ۲ سالشه طفلی...


چشم چپش نابینا شده … به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا


گفتن باید آب زیر چشمشو بکشند و الّا میزنه به مغزش و


زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه


رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون التماس میکنم واسه


شفای این طفل معصوم دعا کنید


به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه“هـــمــــتـــــون” بازنشر کنید


تاافراد بیشتری دعاکنند واسش.


خداییش دعا کنید بچه ها و بزارید تو وبتون بعد چند وقت


اگه خواستید پاکش کنید خیلی خودخواهی اگه به خاطر


اینکه به وبلاگامون ربطی نداره ا غمگینه یا قشنگ نیست


نزاریمش و یه بچه ۲ ساله رو از دعاهای بقیه محروم


کنید شاید خدا دعا هامون رو براورده کنه و زندگی یه


ادم متحول بشه خواهــــــــــــــــشا
[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 3:9 ] [ رادین ]
در قیامت زنی را می آورند که به خاطر زیباییش گمراه شده و به گناه افتاده بود، می گوید: خداوندا! مرا زیبا آفریدی و چاره ای جز گناه نداشتم؛ در این هنگام حضرت مریم (س) را می آورند و به آن زن گفته می شود: تو زیباتری یا این؟! او را نیز زیبا آفریدیم اما هرگز گمراه نشد. سپس مردی را می آورند که بخاطر زیباییش به فساد کشیده شده بود، می گوید: خداوندا! زیبایی که به من دادی باعث شد که به گناه بیفتم؛ دستور داده می شود که یوسف (ع) را بیاورند و به آن مرد می گویند: تو زیباتری یا این؟! به او نیز زیبایی دادیم اما هرگز گرفتار فساد و گناه نشد. سپس شخص گرفتار و بلازده ای را می آورند که می گوید: خدایا! چون به شدت مرا گرفتار و مبتلا کردی، لذا به تباهی و فساد افتادم؛ آن گاه ایوب (ع) را می آورند و می گویند: رنج و بلای تو بیشتر و سخت تر بود یا رنج و بلای این؟! او نیز به رنج و گرفتاری مبتلا شد اما هرگز به گناه و تباهی نیفتاد.

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 2:23 ] [ رادین ]

بانوی شهر من!

بعید می دانم مقابل نگاه مردم شهر و

میان کوچه و بازار و محله‌هایش

کسی با پوشیدن

"ساپورت"

در روز رستاخیز نیز

"support"

شود!!!

انتخاب با تو است......!!!

[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 20:4 ] [ رادین ]

فکر کن تو خسته ترین غروب عمرت، آخرای غربت پاییز، نشستی کنج از همیشه غریبه تر خونه ت.

نه صدایی میاد... نه پنجره ای بازه...

فکر کن مثل این روزای جنگلای تنهای شمال بغض داری. مثل این شبای ساحل خلوت  جنوب، تلخی.

نه صدایی میاد... نه پنجره ای بازه...

فکر کن از ته دل میخوای غر بزنی. دلت میخواد از عالم و آدم طلبکار باشی، دوست داری یه چیزی رو بهونه کنی و همه چیزو بهم بریزی. اما...

نه صدایی میاد، نه پنجره ای بازه...

فکر کن به خودت بگی سکوت که ابدی نیست! آخه پنجره رو ساختن برای باز شدن!

فکر کن بری که بازش کنی...نه...نه... فکر نکن...آرزو کن!

آرزو کن بری که بازش کنی. بری که سکوت رو بشکنی.

آرزو کن سکوتت رو نه هیاهوی شهر... نه حتی همهمه ی جنگل یا خروش موج دریا که صدای یه ساز بشکنه.

آرزو کن سازش ایرانی باشه و ببین حتی آرزو کردنشم حالت رو خوب میکنه.

یه روزی میاد که همه ی غروبا شاد، همه ی سکوتا شکسته، همه ی سازا کوک و همه ی پنجره ها باز باشه.

آرزو کن! خدا عاشق برآورده کردن آرزوهای خوبه.

...


[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 16:29 ] [ رادین ]

پدرمی‏خواستم درباره‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی!؛ دیدم، علی است. گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏ های دلم هستی؛ دیدم علی است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی رسیدم.

آن‏گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده‏ ای از آفتاب علی هستی، تا از پنجره هر خانه‏ ای، هستی را گرما ببخشی ؛ و این‏گونه بود که علی علیه‏السلام ، نماینده خدا و نبی شد و پدر، نماینده علی علیه‏السلام .
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری.

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 4:35 ] [ رادین ]

الآن چند نفر بر روی کره زمین زندگی می‌کنند؟ حدوداً هفت میلیارد نفر (کمی کم‌تر یا بیش‌تر)! از این هفت میلیارد نفر فکر می‌کنید چند نفر واقعاً و عمیقاً درک می‌کنند که چرا به این دنیا آمده‌اند؟ فکر می‌کنید چند نفر عمیقاً می‌دانند که چه کسی آنها را به این دنیا فرستاده‌ است؟ فکر می‌کنید چند نفر خدایی را که آنها را خلق کرده و با یک مأموریت بزرگ به این دنیا فرستاده، می‌شناسند؟

حقیقت این است که بسیاری از مردم روی این کره خاکی، هر چیزی را می‌پرستند الا خدا. عده‌ای دوخدایی هستند، عده‌ای سه‌خدایی، بعضی‌ها مثل هندی‌ها که ماشاءالله چند هزار تا خدا دارند، بعضی‌ها هم که کلاً خدا و خداشناسی و خداپرستی را بوسیده‌اند گذاشته‌اند کنار!

به غیر از این آدم‌ها که کلاً به خدا اعتقاد ندارند، بقیه از عمق وجودشان درک می‌کنند که باید یک چیزی را بپرستند. خدا در یک جای قرآن می‌گوید وقتی سوار کشتی می‌شوند و دریا کمی طوفانی می‌شود تازه یاد خدا می‌افتند. من می‌گویم اصلاً کشتی و اینها هم لازم نیست. بشر امروز تااندک مشکلی برایش پیش اید سریع رو می‌کند به خداوند و الغیاث الغیاث! هر آدمی اگر ته و توی دلش را بگردد، راحت می‌فهمد که باید خدایی را بپرستد. خب! حالا که باید بپرستد، چه‌جور خدایی را بپرستد؟

آیا مثل بعضی آدم‌ها، برای هر چیزی یک خدا درست کند و آن‌ها را بپرستد؟ مثلاً خدای آب، خدای چای، خدای قوری و از این چیزها؟ یا مثل بعضی دیگر، یک ابتکار عجیب غریبی بزند و پدر و پسر و روح القدس درست کند؟ یا مثل بعضی دیگر، به خدایی معتقد باشد که گاهی کشتی‌گیر می‌شود و گاهی اشتباه می‌کند و گاهی پشیمان می‌شود و از این زبانم لالی‌ها؟

چه جور خدایی را باید پرستید؟

خدا می‌گوید: قضیه از این قرار است که خدا یکی است. یعنی اصلاً نمی‌شود که چند تا باشد. اگر چند تا باشند، بالاخره یکی‌شان باید خدا باشد و بقیه مخلوق. دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند!

خدا صمد است. یعنی هم بی‌نیاز است و هم اینکه همه به او نیازمندند. پس اگر خدایی که بهش معتقدیم، در کوچکترین چیزی نیاز داشته باشد، آن خدا، خدا نیست.

خدا نه خدای دیگری می‌زاید و نه از خدای دیگری زاده شده. اصلاً زاییدن و زاده شدن با یکی بودن خدا نمی‌خواند.

در آخر هم می‌گوید: هیچ چیزی همتای خدا نیست. اگر همتای خدا باشد، یعنی خدا دو تاست و او هم مثل خدا بی‌نیاز است و بقیه به او نیازمندند. این هم که نمی‌شود. یعنی این دو تا خدای بی‌نیاز که بقیه به آن‌ها نیازمندند، باید آن یکی خدا هم به آن نیازمند باشد و آن وقت هر دو تا از خدایی می‌افتند.

می‌بینید؟

خدا در یک سوره کوچک، خداهای چند میلیارد نفر آدم را زیر سوال می‌برد. خیلی هم عقلانی این کار را می‌کند. با چهار تا جمله! البته یک شرط هم دارد، شرطش این است که آدم با عقل به این چهار جمله گوش کند:

قل [بگو] هو [حقیقت این است که] الله [خدا] احد [یکتا است] * الله [خدا] الصمد [بی‌نیاز است] * لم‌یلد [نزاده] و [و] لم‌یولد [زاییده نشده] * و [و] لم‌یکن [نبوده] له [برای او] کفواً[همتا] احد [کسی]

*****

پ ن: همسر رادین

[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 17:46 ] [ رادین ]
روزی زنی نزد قاضی شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از شوهرم طلب دارم و او به من نمی دهد . قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار نمود یا فراموش کرده بود . قاضی از زن پرسید : آیا بر گفته ی خود شاهدی داری ؟ زن گفت : آری ، آن دو مرد شاهدند .


قاضی از گواهان پرسید : گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال ار شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است .گواهان گفتند : سزاست این زن نقاب مقابل صورت خود را عقب بزند تا ما لحظه ای وی را درست بشناسیم که او همان زن است ، تا آنگاه گواهی دهیم .


چون این زن سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد برآورد شما چه گفتید ؟ برای پانصد مثقال طلا ، همسر من چهره اش را به شما نشان دهد ؟! هرگز! من پانصد مثقال خواهم داد و رضایت نمی دهم که چهره ی همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود . چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهر بخشید


چه خوب بود آن مرد باغیرت ، امروز جامعه ی ما را هم می دید که زنان نه برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره ، چگونه رخ و ساق به همگان نشان می دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده ی آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند !

[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 5:6 ] [ رادین ]

I praise Allah for sending me you my love 
خداوند را می ستایم که تو را برایم فرستاد، عزیزم

You found me home and sail with me 
تو مرا یافتی و با من رهسپار شدی

And I`m here with you
و من اینجایم با تو

Now let me let you know
حال بگذار بدانی

You`ve opened my heart
 تو قلبم را باز کرده ای

 I was always thinkin that love was wrong
همیشه فکر میکردم که عاشق بودن خطاست

But everything was changed when you came along 
اما همه چیز تغییر یافت زمانی که تو آمدی
 
And there's a couple of words I wanna say
و کلماتی هستند که می خواهم بگویم

For the rest of my life
برای باقی عمرم 
 
I`ll be with you
می خواهم با تو باشم

I`ll stay by your side honest and true
می خواهم کنار تو بمانم، امین و درستکار 
 
Until the end of my time
تا انتهای زندگیم 

I`ll be loving you, loving you 
 عاشق تو خواهم بود... عاشق تو
For the rest of my life
برای باقی عمرم

Through days and nights
 در تمام روزها و شب ها

I'll thank Allah for opening my eyes
برای گشودن چشمانم از خداوند سپاسگزارم

Now and forever I
حال و همیشه من

I`ll be there for you 
در اینجا برای تو خواهم بود

I know it deep in my heart 
از صمیم قلب این را می دانم

I feel so blessed when I think of U
احساس خوشبختی می کنم زمانی که به تو فکر می کنم

And I ask Allah to bless all we do 
 و درخواست میکنم از الله که متبرک کند همه اعمال ما را

You`re my husband & my friend & my strength 
 تو همسرم، دوستم، و قوتم هستی

And I pray we`re together in Jannah 
دعا می کنم در بهشت با هم باشیم

All i know I find myself I feel so strong 
همه چیز را دریافتم، اکنون خود را پیدا کردم، احساس قدرت میکنم

Yes everything was changed when you came along 
بله همه چیز تغییر کرد زمانی که تو پیش آمدی

And there's a couple of words I wanna say 
و کلماتی هستند که میخواهم بگویم

For the rest of my life
برای باقی عمرم

 I`ll be with you
می خواهم با تو باشم

I`ll stay by your side honest and true
می خواهم کنار تو بمانم، امین و درستکار

Until the end of my time
تا انتهای زندگیم

I`ll be loving you, loving you 
عاشق تو خواهم بود... عاشق تو

For the rest of my life
برای باقی عمرم

Through days and nights
 در تمام روزها و شب ها

I'll thank Allah for opening my eyes
برای گشودن چشمانم از خداوند سپاسگزارم

Now and forever I
حال و همیشه من

I`ll be there for you 
در اینجا برای تو خواهم بود

I know it deep in my heart 
این را از صمیم قلب می دانم

& Neither to fear you`re In front of me
 هیچ ترسی نیست، تو در برابر منی و 

I strongly feel love 
عشق پرقدرتی را در درونم احساس میکنم

And I have no doubt 
و هیچ تردیدی ندارم

I sing in loud that I will love U eternally 
 با صدای بلند می خوانم که، عاشق تو هستم تا ابد

For the rest of my life
برای باقی عمرم

 I`ll be with you
می خواهم با تو باشم

I`ll stay by your side honest and true
می خواهم کنار تو بمانم، امین و درستکار

Until the end of my time
تا انتهای زندگیم

I`ll be loving you, loving you 
 عاشق تو خواهم بود... عاشق تو

For the rest of my life
برای باقی عمرم

Through days and nights
 در تمام روزها و شب ها

I'll thank Allah for opening my eyes
برای گشودن چشمانم از خداوند سپاسگزارم

Now and forever I
حال و همیشه من

I`ll be there for you 
در اینجا برای تو خواهم بود

I know it deep in my heart
این را از عمق وجودم میدانم  
پ ن:همسر رادین
[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 21:44 ] [ رادین ]

سلام امروز قصد داریم قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو به شما معرفی کنیم ولی قبلش باید به شما انواع فیلتر شکن ها را معرفی کنیم و اینکه اصولا هر فیلتر شکن به چه دردی می خورد.

۱- نماز:
فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده … باوری ندارید ” ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر – عنکبوت/
۴۴”.

۲- ماه مبارک رمضان:
این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .

۳- قرآن :
فقط برای این فیلترشکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی (پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند … برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است.

۴- محبت اهل بیت:
متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

۵- اذکار:
این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود.
اخطار اخطار : در مورد این فیلترشکن باید گفت نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد پس مواظب باشید.

دلیل فیلتر شدن!!!:
وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان، گوش هایمان و قلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.

به هر حال هدف ما معرفی بهترین فیلتر شکن ، قوی ترین فیلتر شکن و سریعترین فیلتر شکن بود حالا تصمیم با خودتان است، انشاءالله که استفاده برده باشید

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 6:45 ] [ رادین ]
شیطان همیشه با قیافه بد وارد نمی‌شود. خیلی وقت‌ها قیافه یک عارف سالک واصل به خود می‌گیرد! مثلاً که خیرخواه آدم است. مثلاً که به صدق نیت انسان خیلی اهمیت می‌دهد. اصلاً بعضی مواقع آدم فکر می‌کند این ندای درونش ندای آن ملائکه خوب خداست که دارد آدم را به راه خیر هدایت می‌کند. خیلی حواس جمع می‌خواهد که آدم تشخیص بدهد این شیطان است که دارد حرف می‌زند.

مثلاً می‌گوید: آخر این چه قرآن خواندنی است؟ تو مثلاً قرآن را حفظ کردی که تدبر کنی، نه اینکه همه‌اش به فکر مرور باشی تا از یادت نرود. اینجور قرآن خواندن به درد عمه ات هم نمی‌خورد. بهتر است دیگر به حفظ قرآن ادامه ندهی تا وقت داشته باشی و آیات قرآن را با تدبر بیشتری بخوانی. 
یا مثلاً می‌گوید: آخر این چه چله ای است که گرفته‌ای؟ آدم باید وقتی زیارت عاشورا می‌خواند، حواسش به زیارت امام حسین (ع) جمع باشد، نه اینکه چون چله گرفته، هر روز زیارت عاشورا را بخواند، حتی اگر شده بدون هیچ حالی. بهتر است دیگر به چله ادامه ندهی و هر وقت حال زیارت عارفانه امام حسین (ع) را داشتی، زیارت بخوانی. تازه مگر تو خودت گناه نمی‌کنی؟ هر گناه، ظلمی است به محمد و آل محمد (ع)، پس تو در واقع داری خودت را لعن می‌کنی بدبخت! حداقل تا وقتی که آدم درستی نشده‌ای، زیارت عاشورا نخوان.
یا مثلاً می‌گوید: این نمازشب تو نه به درد دنیایت می‌خورد نه به درد آخرتت. آدم باید در نماز شب حس و حال داشته باشد. باید تضرع کند، گریه کند، کشف و شهود داشته باشد. نه اینکه مثل نمازهای دیگر، چند رکعت بخوانی و قنوت بگیری و دعا کنی و هیچی به هیچی. اصلاً تو وقتی در نمازهایت حس و حال نداری، چرا هر شب می‌خوانی؟ آدم هفته‌ای یک بار نماز شب بخواند، اما آن را با حس و حال بخواند.
این از آن شگردهای شیطان است که آنقدر خوب جلوه‌اش می‌دهد که می‌بینی طرف با افتخار آن را به عنوان کمالاتش مطرح می‌کند. یعنی مثلاً می‌گوید من به این علت اصلاً زیارت عاشورا نمی‌خوانم و... . استاد است دیگر. تجربه هزاران سال  را روی هم انباشته کرده و به این راهکارها رسیده. معلوم است که برای چون منی، کافی است یک بار از این موعظه‌ها کند تا من به راحتی مداومت در قرآن و نماز و زیارت را بگذارم کنار. عدم مداومت مسلمان بر عمل عبادی‌اش موفقیتی است برای شیطان.
شیطانی بودن این وسوسه‌ها به تجربه ثابت شده. نه کسی که به بهانه تدبر، حفظ قرآن را کنار گذاشته، آدم متدبری شده، نه کسی که به بهانه حس و حال، زیارت عاشورا و نماز شب را کنار گذاشته، توفیق زیارت و نماز با حس و حال را یافته. بلکه این وسوسه باعث شده که آن حافظ علاوه بر حفظ، قرائت روزانه را هم کنار بگذارد، و آن نماز شب خوان، دیگر ماه به ماه هم نمی‌تواند نمازشب بخواند. برعکس کسی که مداومت دارد، هر از چند گاهی توفیق تدبر در آیات نصیبش می‌شود و نکته‌های بسیار نابی هم گیرش می‌آید. و آن کسی که هر شب نماز شبش را هرچند بی حس و حال می‌خواند، هر چند شب یک بار، یک نماز شب با حال و پر از گریه و تضرع نصیبش می‌شود.
پ.ن.  همسر رادین نوشت
[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 15:44 ] [ رادین ]

اشاره

روزهای خاص، برنامه‌های ویژه خود را می‌طلبد. شخصیت‌های سالم و بهنجار زمانی که با موقعیت زمانی اختصاصی و متفاوتی روبرو می‌شوند، هوشمندانه از خود انعطاف نشان داده و هماهنگ با موقعیت خود را به سازگاری با شرایط و بهره‌وری بیشتر از آن نزدیک می‌کنند. در مقابل شخصیت فاقد انعطاف، این روزهای متفاوت را به بیهوده‌گذرانی یا سردرگمی و اضطراب سپری می‌کنند و نتیجه‌ای غیر از نارضایتی و احساس بی‌کفایتی آزاردهنده نصیب‌شان نمی‌شود. روزهای آغازین سال نو، با ویژگی‌های منحصر به فردی که دارد، فرصتی برای سنجش مدیریت روانی است.

مدیریت هیجان‌ها

تمایل افراد این است که سال جدید را با شادی و خوشی آغاز کنند. داشتن نشاط، یک امتیاز روانی است و انسان‌های شاد، از موفقیت‌های بیشتر برخوردارند. نکته اصلی در مدیریت این هیجان مثبت است. زمانی که چنین هیجان و شوری به درستی مدیریت نشود، ممکن است تبدیل به احساس‌های منفی مانند احساس گناه، احساس حسرت، پشیمانی، سرزنش و مانند آن گردد. با ایجاد اعتدال در شاد بودن، می‌توان سراسر سال را از این موهبت الهی بهره‌مند بود، چه اینکه افراط در این مهم ممکن است به آسیب‌هایی منتهی شود که دیگر روزها را تحت تأثیر خود قرار دهد.

مدیریت ارتباطات

با داغ شدن تنور ارتباطات در ایام نوروز، از طرفی پدیده‌ خجسته‌ای به نام دیدار اقوام بروز می‌کند و از طرف دیگر، برخی از ارتباط‌ها ممکن است با شرایط روحی افراد سازگاری نداشته باشد. ارتباطی که نتیجه آن افت روحی و احساس افسردگی باشد، مطلوب نیست. اگر در میان کسانی که در لیست ارتباط قرار دارند، افرادی را دارید که حضور شما در منزل آنها همراه با گناه، تغییر مسیر در زندگی سالم، دخالت‌های بی‌جا و مخرب و مانند آن است، توصیه می‌شود این ارتباط را محدود و مدیریت نمایید تا از پیامدهای منفی آن در امان بمانید.

مدیریت اقتصادی

یکی از جلوه‌های بارز نوروز، هزینه کردن است. موقعیت‌های فراوانی در این روزها رخ می‌دهد که نیاز به خرج کردن دارند. داشتن برنامه‌ای از پیش تعیین شده برای میزان هزینه کردن متناسب با درآمد، راهکار مناسبی برای کم آوردن در اولین روزهای سال اقتصادی است. زمانی که با به بهانه همرنگی با جماعت، هزینه بالایی را بر خود تحمیل می‌کنیم، طبیعی است که در روزهای باقیمانده از ماه فروردین، با کمبودهای فرسایشی روبرو خواهیم شد. برخی از هزینه ها قابل مهار و مدیریت هستند، تنها نیاز به تدبیر و برنامه دارند.

مدیریت اوقات

آفت مهم دیگری که در روزهای نو از سال جدید، سیستم روانی ما را به مخاطره می‌اندازد، اتلاف زمان و عادت به تن‌پروری و راحت‌طلبی است. فراغت به معنای بیهوده‌گذرانی نیست، بلکه به معنای فعالیت‌های مفید غیررسمی است. از نظر روانی، انسان‌ها مستعدند تا کمترین انرژی را مصرف کنند. زمانی که شرایط غالب زمانی چنین فضایی را حاکم کند، این استعداد بروز کرده و ریشه‌کن سازی آن زمان زیادی را می‌طلبد. پیشنهاد می‌شود این مشکل را با کار منظم و اندک روزانه برطرف کنیم. هر روز برنامه مشخصی برای خود داشته باشیم و با کارهایی مثل مطالعه، محاسبه برنامه سال و مانند آن، ذهن و روان خود را از رکود باز داریم.

مدیریت تغذیه

بازار پرکالری ایام نوروز، با تمام جذابیت‌های فرهنگی خودش، ممکن است ما را دچار دردسر کند. زمانی که بیشتر از انرژی مورد نیاز و متعادل، مواد غذایی دریافت می‌کنیم، با انباشتگی انرژی روبرو می‌شویم که مانند انبار باروت عمل کرده و در شکل‌هایی مانند اضطراب، آمادگی برای پرخاشگری، احساس بی‌حوصلگی و خستگی خود را نشان می‌دهد. فراوانی دید و بازدید، نیازمند اعمال مدیریت فردی و خانوادگی برای مصرف مواد غذایی رایج این ایام است. خصوصا در مصرف مواردی مانند آجیل، شیرینی و تنقلات دقت بیشتری بنماییم.

مدیریت خواب

اعتدال در خواب یکی از عوامل اصلی سلامت روان است. بخش مهمی از اختلال‌های روانی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس با کیفیت و کمیت خواب مرتبط است. روزهای تعطیل، برای عده‌ای بهانه بیشتر خوابیدن است، در حالیکه خواب زیاد با تولید اسیدلاکتیک، بدن و به دنبال آن روان را دچار اختلال در کارکرد می‌نماید. با افزایش میزان خواب، ضمن به هم خوردن برنامه‌های از پیش تعیین شده نوروز، با کسالت‌های روانی دیگر نیز همراه خواهد شد. فزون‌خوابی همانند کم‌خوابی، روند طبیعی جسم و جان فرد را دچار مشکل می‌سازد. در روان‌شناسی سلامت نیز این نکته برجسته شده است که خواب به اندازه نیاز مطلوب است ولی خوابی که به عنوان تفریح و فراغت در برنامه‌ تعطیلات گنجانده می‌شود، آسیب رسان است.

مدیریت گفتگو

زبان، ابزار انتقال محتوای فکر است. شرایط نوروز به گونه‌ای است که این وسیله به بیشترین سطح از بهره‌برداری می‌رسد. با نگاهی به رهنمودهای دین و روان‌شناسی در این حیطه، لازم است مراقبت بیشتری از گفتگو در این ایام خاص داشته باشیم. آسیب‌هایی چون وارد شدن به دنیای غیبت، تهمت، بدگویی از زندگی و شرایط آن که موج منفی در روان ایجاد می‌کند، تحقیر دیگران، پرگویی‌های آزاردهنده، گفتگوی زیاد از مسائل مادی که سبب سختی دل و دوری از معنویات می‌گردد، گفتگوهای وسوسه‌انگیز، سخنان ضداعتقادی و ایمان‌سوز، معرفی مسیرهای انحرافی و مانند آن می‌تواند از آسیب‌های شایع گفتگوهای نوروزی باشد.

مدیریت نگاه

چشم دریچه‌ و دیدبانی برای دل و فکر است. نگاه‌های عبرت‌آمیز و هدفمند، اطلاعات سودمندی را در اختیار انسان می‌گذارد و نگاه‌های بی‌هدف، آلوده و هرزه، سیستم روانی را آلوده می‌سازد. دید و بازدیدهای نوروزی از یک طرف و تمایل گذراندن این روزها با رسانه‌های داخلی و خارجی از سویی دیگر، تهدیدهایی برای دیده به شمار می‌آیند. چه بسیار افرادی که با یک نگاه ناصواب، مسیر زندگی‌شان از موفقیت به شکست تغییر یافت و بازگشت به تعادل برای‌شان امری محال جلوه کرد. مراقبت از این دیده‌بان دل و اندیشه، نتایج سودمند سرشاری را نصیب ما خواهد کرد.[1]

پی نوشت :از زبان همسر رادین

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 23:53 ] [ رادین ]

غم زدایی با واسطۀ امین سوره نسا ایه 35

اگر از اختلاف ميان زن و شوی آگاه شديد، داوری از کسان مرد و داوری ازکسان زن برگزينيد اگر آن دو را قصد اصلاح باشد خدا ميانشان موافقت پديد می آورد، که خدا دانا و آگاه است.
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا؛ [1]
And if you fear a breach between the two, then appoint judge from his people and a judge from her people; if they both desire agreement, Allah will effect harmony between them, surely Allah is Knowing, Aware

پی ن:همسر رادین نوشت

 

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 21:33 ] [ رادین ]


سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که

من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

( ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به سویت فرستادم تا راهی پیش پایت

بگذارم او را به سخره گرفتی.

(یس 30
و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.

(انعام 4) 

تا هنگامی که زمین با همه پهناوریش بر تو تنگ شد وحتی از خودت

 هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس

 من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من

 مهربانترینم در بازگشتن.

(توبه 118)

بگو در تاریکیهای خشکی و دریا چه کسی تو را نجات میدهد؟ وقتی

 که مرا با زاری و در نهان میخوانی که اگر تورا برهانم

 قدردان خواهی بود.و هنگامیکه تورا از تاریکی و هر غمی رهانیدم

 ,باز دیگری را در عشق من شریک کردی

.(انعام 63-64) 

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که نعمتی به تو دادم از من

 روی گردانیدی و هروقت به تو سختی رسید به کل ناامید و مایوس

 شدی

(اسرا 83)

آیا من باری را که پشتت را میشکست از دوشت برنداشتم؟

(سوره شرح 2-3)

به غیر از من چه کسی که برایت خدایی کرده است ؟ 

(اعراف 59)
پس به کجا می روی؟ 

(تکویر26
پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟

 (مرسلات 50)

چه چیز تو را نسبت به پروردگار کریمت مغرور کرده؟

(انفطار 6

به درستی که تو بر نفس خودت آگاهی هر چند که عذر تراشی کنی

(قیامت14و15)

(مرا به یاد می آوری؟) من همان پروردگار عزیز و دانایی هستم که

 تو را در رحم مادرت به هر شکلی که اراده کردم آفریدم

(ال عمران6)

من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند و

 ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن

 ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا مسرور و شاد

 شویو این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران،

 ناامیدی تو را پوشانده بود.(روم 48


من همانم که وقت گرسنگی غذایت میدهم و تو را  از ترس

 دشمنانت آسوده خاطر میکنم.

(قریش3)

پس به سوی من مشتاقانه توجه کن(انشراح8)

برگرد، مطمئن برگرد و به جمع بندگان من بپیوند.

(فجر 28-29

پ ن :همسر رادین نوشت

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 23:32 ] [ رادین ]
آيه شماره 65  از سوره مبارکه نحل
زنده شدن زمین و آغاز بهار

 متن ایه
وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ
ترجمه ایه:و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانه‏اى است
تفسیر ایه :پدیده ‏هاى طبیعى، (از جمله آمدن ابر وباران) تصادفى نیست، به اراده‏ى خداوند است. «واللَّه انزل»
زمین همچون انسان مرگ و حیات دارد. «فاحیا به الارض بعد موتها»
اجراى برنامه‏هاى الهى از طریق اسباب عادى وطبیعى است. «فاحیا به الارض»
آب، مایه ‏ى حیات زمین وزمینیان است. «فاحیا به الارض»
تدبیر خداوند در طبیعت، كلاس توحید است. «انّ فى ذلك لآیة»
بهترین راه خداشناسى، گوش سپرن وپندگرفتن از آیات الهى است. «لآیة لقوم یسمعون» 

پ ن:.همسر رادین نوشت

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 22:3 ] [ رادین ]

سوره بقره آیه های زیبایی دارد که یکی از آن ها آیه ۱۷۷ است. یک سرمشق ساده که اگر همه عمر از روی آن بنویسیم و عمل کنیم و حتماْ رستگار خواهیم شد و از راستگویان و پرهیزگاران خواهیم بود:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساکينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

نیکی ، ( تنها ) این نیست که ( به هنگام نماز ، ) رویِ خود را به سوی مشرق و ( یا ) مغرب کنید ( و تمام گفتگوی شما ، در باره قبله و تغییر آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازید ) بلکه نیکی ( و نیکوکار ) کسی است که به خدا ، و روز رستاخیز ، و فرشتگان ، و کتاب ( آسمانی ) ، و پیامبران ، ایمان آورده و مال ( خود ) را ، با همه علاقه ای که به آن دارد ، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان ، انفاق می کند نماز را برپا می دارد و زکات را می پردازد و ( همچنین ) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می کنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ ، استقامت به خرج می دهند اینها کسانی هستند که راست می گویند و ( گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است ) و اینها هستند پرهیزکاران!

پ ن:همسر رادین نوشت

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 0:4 ] [ رادین ]


 

تونل عشق، اوکراین (اولِگ گوردیِنکو)

 



 

Salar de Uyuni، یکی از بزرگ‌ترین آینه‌های طبیعی در بولیوی

 

 




ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 5:4 ] [ رادین ]
به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا

غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا

برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش می‌غلتند خلقی بی‌گناه اینجا

نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم 
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا

اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
(فاضل نظري

[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 4:53 ] [ رادین ]

یه لیست درست کنیم از آدم هایی که یا دوست شون نداریم....یا تنها هستن...یا ازشون دلخوریم...یا می تونیم با کاری خوشحال شون کنیم...

بعد هر روز که از خواب بیدار میشیم همون اول صبحی برای یه نفر از اون لیست یه کاری کنیم. به کسی که ازش دلخوریم زنگ بزنیم و خیلی صمیمی باهاش حرف بزنیم. به کسی که تنها است سر بزنیم. برای کسی که احتیاجی داره احتیاج ش را برآورده کنیم...کسی که دینی به گردن مون داره را خوشحال کنیم...

اون وقت ما هم می ریم تو لیست آدم ها! حال مون خوب میشه اینجوری!

در این بین کی مهمتر از پدر و مادر مون؟!

پ ن: همسر رادین نوشت.....

[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 2:1 ] [ رادین ]


یکی از آئین های سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است.
 ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد.

برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.


ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن”،”مهمانی"و "سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بوده است.


 مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال


ادامه مطلب
[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 6:14 ] [ رادین ]



فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز
روزهای خاصی در تاریخ کشور باستانی و متمدن ایران وجود دارد که یادآور حکایت‌ها و وقایعی مهم و تأثیرگذار است.درباره فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز نظرات متفاوتی وجود دارد که برخی از این نظرات در اینجا آمده است.
با توجه به روایت‌های افسانه‌ای اسطوره‌ای ایران آغاز پیدایش جشن نوروز را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده‌اند. قدمت این اسطوره به عصر هند و ایرانی می‌رسد.
در اوستا، کهن‌ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم» اشاره شده است. در این روایت؛ جم، دارای فره ایزدی بوده که به فرمان اهورامزد به جنگ با اهریمن پرداخته که موجب خشکسالی و قحطی و نابودی خیر و برکت شده بود.
با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
 برخی گفته‌اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر می‌کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تختی مرصع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.
همچنین گفته‌اند: خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و 


ادامه مطلب
[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 6:7 ] [ رادین ]

  دلت را بتكان .....

غصه هايت كه ريخت، تو هم همه را فراموش كن

دلت را بتكان

اشتباهايت وقتي افتاد روي زمين

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لاي اشتباه هايت، يك تجربه را بيرون بكش

قاب كن و بزن به ديوار دلت ...

دلت را محكم تر اگر بتكاني

تمام كينه هايت هم مي ريزد

و تمام آن غم هاي بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهايت ...

باز هم محكم تر از قبل بتكان

تا اين بار همه آن عشق هاي بچه گربه اي هم بيفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتكان

تا خاطره هايت نيفتد

تلخ يا شيرين، چه تفاوت مي كند؟

خاطره، خاطره است

بايد باشد، بايد بماند ...

كافي ست؟

نه، هنوز دلت خاك دارد

يك تكان ديگر بس است

تكاندي؟

دلت را ببين

چقدر تميز شد... دلت سبك شد؟

حالا اين دل جاي "او"ست

دعوتش كن

اين دل مال "او"ست...

همه چيز ريخت از دلت، همه چيز افتاد و حالا

و حالا تو ماندي و يك دل

يك دل و يك قاب تجربه

يك قاب تجربه و مشتي خاطره

مشتي خاطره و يك "او"...


خـانه تـكاني دلـت مبـارك 


[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 13:30 ] [ رادین ]
هفت سين عشق


سفره ي هفت سين برپا ميكنم با چشم تر

سفره ي غم هاي مادر كز جفا گرديده لاغر 

سين اول سيلي و رخسار نيلي گشته است 

در ميان كوچه ها و پيش چشمان پسر 

سين دوم را سپر گشته براي دين حق 

در حمايت از ولي در بين آن ديوار و در 

سين سوم سوختن در راه عشق 

از جفاي هيزمان اربعين مردان شر 

سين چهارم سين سقط محسن است 

از لگدهاي حرامي بي پسر گرديده مادر 

سين پنجم سرفه هاي بي امان فاطمه 

خون بيرون آمده ازسينه و غمگيني دختر 

سين شيشم سر صبر حيدر است 

ديدن دزديدن حق و سكوت مرد خيبر 

سين آخر سين سالم بي سر است 

شرم حيدر موقع تحويل دختر بر پدر 


[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 13:29 ] [ رادین ]

طرف 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ، اما 12 كالري تا میسوزونه تا اون دو تا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی و در بیاره


گوگل: من صاحب همه چيزم.
ويکي پديا: من همه چيزو ميدونم.
فيسبوک: من همه رو ميشناسم.
اينترنت: من نباشم شماها هيچين.
برق: حرف اضافي نباشه!

فقط يه ايراني ميتونه شامپو رو تو يه هفته تموم کنه و تهش رو با آب قاطي کنه و يک ماه بيشتر استفاده کنه



هميشه که خر به تورت نمي خوره !

يه بارم گرگ ميخوره به پُستت ، حالت تو جا مياره 

ميازار موري كه دانه كش است "
.اين شعر نشون ميده كه ما ايراني ها از قديم يه جورايي مشکل داشتيم... 


خدا نگذره از كساني كه شير حموم رو روي وضعيت دوش ميبندن و از حموم خارج ميشن!


عمه ي توماس اديسون مجددا در بيانيه اي به مردم شريف ايران اعلام کرد:

توماس فقط برق را اختراع کرده است لطفا به خاطر قبضش ما را مورد عنايت قرار ندهيد
!!!!! والاااااااا چه کاريه..


تا حالا دقت کردين سر سفره وقتي به طرفت ميگي نمکدون و بده ...اول خودش نمک ميريزه رو غذاش بعد ميدن بهت



بعد از يک عمر، بالاخره نفهميدم که هنگام روبوسي بايد دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم يا سه بار، تا هر دو نفر ضايع نشيم

پدر بزرگ رو به نوه:
بدو برو قایم شو
امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، ... من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!



يكي داشته قنوت مي خونده. مدام دستهاشو بالا و پايين و چپ رو راست مي برده. ازش مي پرسن چرا اينجوري مي كني؟ميگه: آخه آنتن نمي ده



ديــکتــاتــور کيــست؟
ديــکتــاتــور اون بچّه ي دو سالـــست که بيست نــفــر مجبورند به خاطــر اون کــارتون نــگاه کنــنــد


يکي از ترس ناک ترين جملات دوران مدرسه ،اين بود که : "يه برگه از کيفتون بياريد بيرون"



بچه بودن خیلی تحقیرآمیزه، وقتی توی مهمونی جلوی چشم اون همه آدم،
...هر ساعت تورو چک می کنند، ببینند كاري كردي يا نه!

هيچ کادوي زشت و به درد نخوري دور انداخته نميشود !
فقط از خانه اي به خانه ديگر و از شخصي به شخص ديگر منتقل ميشود !




هروقت پيش خودت گفتي اين ديگه با بقيه فرق داره بدون اونم پيش خودش گفته اينم يه خريه مثل بقيه..!!

 

من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن,

 

بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ... چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي

که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن


ناخن مصنوعي، مژه مصنوعي، مـوي سر مصنوعي، دماغ عملي، گونه ها تزريقي، لب ها تزريقي، ابروها تاتوي، رنگ پوست غير واقعي و….اما هنوز بانوهاي دوست داشتني ولي غيرقابل تحمل! در شگفت و شکايتند که چرا "مرد واقعي" پيدا نمي شود!....؟

 


دختره 4000تا دوست تو صفحه فیس بوکش داره که 3990 تاش پسرن..
( مدلاي مختلف کچل کوتوله چاق لاغر يه وري)
بعد تو پروفايلش نوشته:
من ان گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خاري پي شبنم نميگردم
.عجب! 


چیزی لذت بخش تر از زدنِ بچه مهمون، دور از چش ننه باباش نیست



دختره زنگ زده ميپرسه ميتوني ثابت کني برات مهمم؟
ميگم باشه فردا بيا روتو با ماژيک فسفري خط بکشم


خدايا لطفا برو و به بعضي از آنهاييکه ايمان آورده اند يادآوري کن که تو خدا هستي نه آنها !!


راز موفقيت چيست؟ "تصميم گيري درست".
تصميم گيري درست از چه ناشي ميشود؟ "از تجربه"
تجربه از چه بدست مي آيد؟ "از تصميم گيري هاي غلط !!
اينايي که هميشه کليد دارن اما زنگ ميزنن آسايش آدمو بهم ميزنن همونائين که هر سري ميرن حموم ميگن حوله !!!!!!!
مرد ترين آدمهايي که تو زندگيم ديدم اونايي بودن که بعد اشتباهشون گفتند : معذرت ميخوام


خدايا به من آرامشي اعطا فرما که نزنم دهن خيلي ها رو سرويس کنم ..!


[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 6:12 ] [ رادین ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام.از اینکه وبم رو انتخاب کردین ممنون.با دادن نظر و ایده منو دلگرم و راهنمایی کنید...ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ،

این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ...
امکانات وب
یکتاتک
دریافت همین آهنگ

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ